شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ گفتم پدرشم، با من اين حرف ها را ندارد. گفتم حسين ، بابا ! بده من لباساتو مي شورم» يک دستش قطع بود. گفت « نه چرا شما؟ خودم يه دست دارم با دوتا پا . نيگا کن.» نگاه مي کردم. پاچه ي شلوارش را تا زد بالا، رفت توي تشت.لباس هايش را پامال مي کرد. يک سرلباس هايش را مي گذاشت زير پايش ، با دستش مي چلاند. شهيد خرازي
‍*محب
92/11/20
❀حرف دل
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ عجِّل فَرَجَهُم
قرار عاشقي
رتبه 0
0 برگزیده
866 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top