پيام
+
گوني بزرگي را گذاشته بود روي دوشش و توي سنگرها جيره پخش مي کرد. بچه ها هم با او شوخي مي کردند.
- اخوي دير اومدي.- برادر مي خواي بکُشيمون از گُشنگي؟- عزيز جان ! حالا ديگه اول ميري سنگر فرماندهي براي خودشيريني؟گوني بزرگ بود و سرِ آن بنده ي خدا پايين. کارش که تمام شد. گوني را که زمين گذاشت همه شناختنش. او کسي نبود جز محمود کاوه ، فرمانده ي لشکر.
❀حرف دل
92/11/30
❀حرف دل
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ عجِّل فَرَجَهُم