شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ سقا صدايش مي کردند.به مادر گفته بود: مي خوام اونجا سقا باشم.هميشه قبل از خودش به رزمنده ها تعارف مي کرد.سر سفره ي ناهار و شام هم دنبال پارچ هاي آب مي دويد و وقت و بي وقت به آن ها آب تعارف مي کرد.مي گفت: آب نطلبيده،مرادست!حتي آب قمقمه اش را هم مي بخشيد. تشنه شهيد شد؛ همانطور که آرزو داشت. خاطره اي از شهيد زکريا صفرخاني
قرار عاشقي
رتبه 0
0 برگزیده
866 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top