پيام
+
ما را به خط کردند . از اول صف يکي يکي اسم و مشخصات مي پرسيدند، مي آمدند جلو. نوبت من شد. اسمم را گفتم . مترجم پرسيد «مال کدوم لشکري ؟» گفتم « لشکر امام حسين.» افسر مراقب يک دفعه پريد. موهايم را گرفت به طرف خودش کشيد. داد زد « حسين ؟ حسين خرازي؟ « چشم هاش انگار دوتا گلوله ي آتش ؛ سرم را انداختم پايين ، گفتم«نه.»
❀حرف دل
92/12/1
❀حرف دل
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ عجِّل فَرَجَهُم