پيام
+
هوا تاريک بود و بچه ها توي دشت آماده شروع عمليات بودند.يه دفعه متوجه انفجار مين منور شديم.انفجار مين هم مساوي بود با شليک منور و روشن شدن منطقه.منطقه هم اگه روشن ميشد دشمن بچه ها رو مي ديد و عمليات لو مي رفت.کلي هم کشته مي داديم.يکي از بچه ها خودش رو انداخت روي مين منور.اونقدر حرارت مين منور زياد بود که کل بدنش رو سوزاند،پلاکش هم ذوب شد.آروم چشماش رو بست و پر کشيد...
تك درخت
92/12/1
قرار عاشقي
خودش رو فدا کرد تا بچه ها قتل و عام نشن،خودش رو فدا کرد تا عمليات لو نره...
❀حرف دل
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ عجِّل فَرَجَهُم