پيام
+
حاج احمد متوسليان رو آورده بودن بيمارستان.رنگ صورتش پريده بود،لبهاش ترك خورده بود ،پاهاش زخمي شده بود
پرستار به وضع خرابش نگاه کرد و گفت:برادر اجازه بديد داروي بيهوشي تزريق كنم.اينطوري موقع درمان كمتر درد مي كشيد.با ناله گفت:نه خواهر! بيهوشم نكن!داروتو نگه دار برا اونهايي كه زخم عميق تري دارند...
رهبر يار کوچک
92/12/1
❀حرف دل
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ عجِّل فَرَجَهُم